برای مشخص شدن این موضوع که در این تحقیق منظور از تروریسم کدام از اشکال آن می باشد در این بخش تقسیم بندی تروریسم را مشخص می کنیم :

با توجه به این موضوع که تروریسم یک موضوع و پدیده سیاسی می باشد این سیاسی بودن موضوع باعث نگرشهای متفاوتی به قضیه می شود و این تقاوت نگرش همچنان که در تعریف تروریسم منجر به معانی مختلفی برای آن گردید تا آنجا که نمی توان تعریف جامع و کاملی که مورد وثوق تمامی کشورها از جمله کشورهای شرقی و غربی دنیا باشد پیدا کرد این موضوع در خصوص تقسیم بندی تروریسم نیز وجود دارد . در دهه ۱۹۹۰ در بررسی تعاریف گوناگون تروریسم مشاهده شد که تروریسم برای مفاهیمی چون نژاد پرستی ( آپارتاید ) ، تروریسم مشتری ( آغشته به زهر کردن محصولات غذایی در سوپر مارکت ها توسط باج گیران ) ، تروریسم اقتصادی ( احتکار ارز و پول ) ، تروریسم دولتی به کار رفته است . بعضی دیگر از تروریسم را ابزار دولتی می دانند . برای مثال ، بمباران متفقین در جنگ جهانی دوم و انداختن بمب اتمی بر سرمردم ژاپن اقدامات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی های نوعی دولتی است . ( توکلی، ۱۳۹۱ )

پس می توان فهمید تقسیم بندی تروریسم نیز یکی از چالش برانگیز ترین بخشهای مبحث تروریسم و تحقیقات در این خصوص است . تقسیم بندی تروریسم بر اثر زمان تفاوتهای زیادی کرده است و اقدامات تروریستها یکی از مولفه ای مشخص برای تقسیم بندی تروریسم است . اگرچه ایجاد رعب و وحشت در میان عموم مردم همواره در تروریسم مد نظر بوده است ، اما ابزارهای آن بسته به نوع ترور متفاوت خواهد بود . در گذشته استفاده از ابزارهای آتشینی و کشنده و توام با خونریزی ، همزاد با تروریسم بوده اما در دوران معاصر ، (( ترور بدون خون یا کشتن بدون خون )) (  killing without knife ) به واسطه علوم و دانش بشری و پیشرفت های تکنولوژیکی ممکن شده است : تروریسم سایبری ( cybernetic terrorism  ) ، نارکوتروریسم ( تروریسم مواد مخدر ) (  Narco-Terrorist) ، اکوتروریسم ( Ecological terrorism  ) ، تروریسم زیست محیطی یا تروریسم سبز ( Green-Terrorism ) ، آگرو تروریسم ( تروریسم کشاورزی ) ( Agricultural Terrorism ) و نظایر آن را می توان به عنوان نمونه بیان داشت . در ترورهای بدون خون یا نرم ، از ابزارها و روش های خزنده پنهان و نامحسوس استفاده می شود . به همین دلیل ، حتی جامعه هدف هم ممکن است خود در به ثمر رسیدن این اقدامات تروریستی سهیم شوند و ناآگاهانه و به هزینه خود ، فرآیند فعلیت آن را فراهم سازند ( آقایی خواجه پاشا، ۱۳۹۲ )

از این به بعد تقسیم بندی های مختلف در خصوص تروریسم را بیان می کنیم و حتی بعضی از تقسیم بندی ها موارد مشابه زیادی با هم دارند اما برای حتی یک بند مجزا این تقسیم بندی آورده می شود.

به طور کلی تروریسم را به لحاظ جغرافیایی و حوزه فعالیت می توان به چهار سطح تقسیم نمود :

۱ ) تروریسم دولتی ( State Terrorism  ) که در آن سازمان های دولتی و حکومتی ، خود به کشتار شهروندان می پردازند

۲ ) تروریسم محلی (  Domestic Terrorism ) که در آن تروریست ها در داخل کشور خود علیه حکومت دست به عملیات تروریستی می زنند .

۳ ) تروریسم فراملی (  Transnational Terrorism ) که در قالب آن تروریست ها از ملیت های مختلف در کشورهای دیگر اقدام به عملیات تروریستی می کنند

۴ ) تروریسم بین الملل ( International Terrorism ) که از سال ۱۹۷۰ واژه تروریسم بین الملل نیز بتدریج مورد استفاده قرار گرفته که از سوی گروه های سیاسی در خارج از کشورهای متبوع صورت می گیرد . این نوع تروریسم با حمایت برخی از دولتها اقدام به عملیات تروریستی در کشورهای دیگر می نمایند . از جمله اینگونه موارد می توان به تسلیح شبکه تروریستی القاعده اشاره کرد . ( آقایی خواجه پاشا، ۱۳۹۲ )

یکی دیگر از تقسیم بندیها تروریسم را به ۵ دسته تقسیم می کند :

۱ تروریسم سیاسی : برای اثر گذاشتن بر دگرگونیهای اجتماعی ــ سیاسی به کار می رود که پدید آوردن آنها به شیوه های مسالمت آمیز ممکن به نظر می رسد . این گونه از تروریسم از سوی گروه های کوچک و بی بهره از پایگاه قدرت به کار می رود.

۲ تروریسم مذهبی : در این گونه از تروریسم ، به پدیده های خشونت آمیز بر پایه باورهای مذهبی مشروعیت بخشیده می شود . در این چارچوب تروریسم مسیحی ، تروریسم اسلامی ، تروریسم یهودی و تروریسم هند و به عنوان گونه های از تروریسم مذهبی معرفی شده است . مشکل اصلی در اینجا بنیاد گرایی است . تروریسم مذهبی هر چند از نظر بنیانهای فکری و عملی خود، ریشه در سده هجدهم و دوران استعمار دارد ، اما در سایه بحرانهای بزرگ دهه ۱۹۶۰ ، مانند جنگ اعراب و اسرائیل ، توانست جانی تازه بگیرد و فرصت ابزار وجود یابد.

تندروها دست به کارهای خشونت آمیز می زنند و اندیشه های آرمان گرایانه رادیکال ، که نوید زندگی این جهانی بهتر می دهد ، در چارچوب جنبشهای مذهبی که بر زندگی بهتر در جهان دیگر تاکید دارند ، رخ می نماید .

۳ تروریسم با پشتیبانی دولتها : برخی دولتها ، از پاره ای سازمانهای تروریستی پشتیبانی می کنند و به آنها کمکهای مالی می دهند . اصطلاح دیگری که بر سر زبانها افتاده ، تروریسم دولتی است و منظور از آن انجام گرفتن کارهای تروریستی از سوی ماموران یک دولت خاص است .

۴ تروریسم داخلی : تروریسم داخلی در درون مرزهای یک کشور سر بر می آورد و اثر آن تنها به خود کشور ،نهادها ، شهروندان و اقتصاد آن محدود می شود . در یک رویداد تروریستی داخلی ، مرتکبان ، قربانیان و مخاطبان ، همگان از همان کشورند . در مبارزه با تروریستهای داخلی ، بهتر است خود کشور اقدام کند ، تا تهدیدی متوجه کشورهای دخالت کننده دیگر نشود .

۵ تروریسم بین المللی : این گونه تروریسم از دهه ۱۹۷۰ رواج یافت . تروریسم در معنای بین المللی ، آن است که رویداد تروریستی در کشوری جز کشور عاملان یا قربانیان صورت می گیرد . همچنین ، گاهی ممکن است رویداد تروریستی در کشوری آغاز شود و در کشوری دیگر پایان یابد . در این موراد ، چند کشور در یک رویداد تروریستی دخالت می کنند . همچنین ، در برخی موراد گروه های تروریستی در چند کشور گوناگون شعبه دراند . بیشتر چنین پنداشته می شود که افراد غیر دولتی دست به چنین اقداماتی می زنند. (مقصودی و حیدری، ۱۳۸۸)

تقسیم بندی دیگر این چنین است :

تروریسم دارای اقسام مختلفی می باشد . در این تحلیل به تروریسم فردی و تروریسم دولتی از یک طرف و تروریسم داخلی و بین المللی از طرف دیگر قابل بررسی می باشد .

امروزه با عنایت به جهانی شدن هرچه بیشتر ارتباطات و همگانی شدن تکنولوژی چنین ارتباطاتی ، مرز میان تروریسم داخلی و تروریسم بین المللی باریک شده است با این حال بسته به اینکه عمل در ارتباط با یک کشور و توسط گروه مخالف داخلی آن کشور رخ دهد یا نه ، تروریسم واجد جنبه داخلی یا بین المللی خواهد شد . اگر اقدام تروریستی در قلمروه یک دولت ارتکاب یافته باشد ، متهم و قربانیهای جرم تبعه آن دولت باشند و متهم در سرزمین آن دولت دستگیر شود ، می توان آن اقدام را تروریسم داخلی قلمداد کرد . در مقابل ، تروریسم بین المللی هنگامی است که عنصر خارجی در جرم یافت گردد .

در تروریسم فردی ، خشونت افراد بر ضد دولت اعم از حالت خشونت فردی یا خشونت سازمان یافته  جمعی معنای اصلی تروریسم را تشکیل می دهد مشروط به اینکه چنین خشونتی با اهداف سیاسی آمیخته باشد . تروریسم حالتی است که در آن دولت به طور نظام مند یا موردی با نقض مقررات بنیادین و شناخته شده حقوق بشر و بشردوستانه به سرکوب و حذف مخالفان ، گروه های سیاسی ، قومی ، مذهبی و نژادی اقلیت اقدام می کند.

تروریسم غیر دولتی را می توان به دو شکل جنایی و سیاسی در چهره های گوناگون مشاهده نمود . تروریسم جنایی به “معنایی استفاده از جنایت ، حذف فیزیکی و زور برای مصادره حقوق و ثروت دیگران است که در قالب استفاده از زور برای رسیدن به زندگی بهتر از طریق سرقت مسلحانه ، حمله مسلحانه به بانکها ، آدمکشی ، اجیر شدن برای انجام جنایتهای سازمان یافته و مصادره اموال دیگران ، به صورت دزدی ، قتل و ارعاب” تبلور مییابد.

پایان نامه آثار و پیامدهای تروریسم بر حقوق مخاصمات مسلحانه بین المللی

 

“تروریسم سیاسی” را معمولا سازمانها ، گروه ها و احزابی دنبال میکنند که فاقد پایگاه مردمی هستند و قادر نیستند از طریق مراجعه قانونی به افکار و آرای عمومی از طریق راه های دموکراتیک و انتخابات آزاد قدرت سیاسی را به دست گیرند . کاربرد دیگر تروریسم سیاسی ایجاد اغتشاشات داخلی برای ممانعت از رشد و توسعه نظامهای مردمی و حکومتهای مستقل است .

همچنین گروه های تروریستی فراملی گروههایی هستند که به طور سازمان یافته در بیش از دو کشور پراکنده بوده و قادر به طراحی و اجرای عملیات تروریستی هستند . سازمان تروریستی القاعده داعش در حال حاضر مهم ترین مثال این چنین گروه های است. (سیف زاده، ۱۳۹۱)

می توان تروریسم را به ترتیب فرایند تاریخی به پنچ نوع ذیل تقسیم بندی کرد :

۱ تروریسم پیشامدرن سنتی

همان طور که گفته شد تروریسم یک پدیده سیاسی است . در روزگار قدیم به اقتضاء نوع سیستم های سیاسی حاکم در جوامع ، تروریسم ابعادی گسترده نداشت و صرفاً در درون دایره محدود قدرت سیاسی که منفک از جامعه بود و بیشتر از طریق صاحبان قدرت سیاسی علیه یکدیگر ، به کار گرفته می شد . در نتیجه در نظام سنتی ، پدیده تروریسم بیشتر در بیرون از بطن غیر سیاسی جامعه اتفاق می افتاد و پای مردم عادی به وسط ماجراهای مربوط به تروریسم کشیده نمی شد . ممکن بود افرادی غیر سیاسی وارد جریان رویداد مربوط به یک وارد بشوند ولی در نهایت ، تروریسم مربوط به قدرتمندان و یا مدعیان قدرت سیاسی در جنگ قدرت با یکدیگر بوده است هرچند ممکن بود یکی از این طرف ها ، قوی و طرف دیگر تضعیف باشد .

تروریستها در عصر پیشامدرن نابود کردن فیزیکی هدف هایی را که برای اقدام های خود بر می گزیدند …..برای بازتاب دادن اعتراض و نشان دادن اینکه نیروی مقاومتی وجود دارد … انجام می دادند . در طراحی استراتژی ها و راهبردها ، جهت پیروزی در این پیکار و ترور طرف مقابل به منظور حذف و کسب قدرت آن طرف مقابل ، مردم به طور دسته جمعی یا گروهی لحاظ نمی شدند . بدین ترتیب در دوران قدیم ، تروریسم در واقع جایگزینی برای مبارزه ها بوده است ؛ مبارزه هایی که در سطح قدرت سیاسی صورت می گرفت . تروریسم سنتی ، هدف ، بیشتر از بین بردن موجودیت فیزیکی دارندگان قدرت است که در نظر ترور کننده ، وارث نامشروع قدرت شده است . اگر کشتن به منظور تضعیف دشمن به لحاظ قدرت فیزیکی باشد ، این نوع کشتن ، ترور سنتی است . به هر حال  در تروریسم سنتی ، رویدادهای تروریستی ، دامنه خیلی گسترده ای پیدا نمی کردند و اساساً برعکس تروریسم معاصر مدرن ، پسا مدرن ، هسته ای یا عصر اتم ، مجازی در سطح جامعه ، زیاد محسوس نبود و بیشتر یک عامل مزاحم در حوزه قدرت سیاسی بود ، هر چند برای قربانیان آن ماجرایی غمبار بوده است . با این حال ، ترور ، ترور سیاسی در دوران قدیم و حتی در دوران حکومت های مطلقه در اروپا نسبت به دوران نسبت به دوران معاصر ، پدیده نسبتاً نادری بوده است . اما در دوران معاصر این پدیده شدیداً گسترش یافته است .

۲ تروریسم مدرن

مشخصه تروریسم در دوران مدرن ، کشیده شدن مردم به صحنه قدرت و استفاده از مردم در اتخاذ راهبردهای مستقیم و غیر مستقیم برای کسب قدرت و امتیاز است . مستقیم بصورت حذف فیزیکی مهره های قدرت سیاسی و غیر مستقیم از طریق ارعاب و تهدید مردم به ترور و بعضاً با انجام چند اقدام تروریستی معنادار به این معنا که در صورت برآورده نشدن خواسته ها،اقدامات تروریستی بیشتر خواهد شد، مردم را وادار میکنند تا اینکه بر دولت های خود فشار بیاورند تا این دولت ها در مقام حل مشکل تروریسم برآیند و گرنه کارآمدی و مشروعیت مردمی خود را از دست خواهند داد.از طرفی دولت های دموکراتیک به دلیل دموکراتیک بودنشان سعی می کنند زودتر دست به اسلحه بزند و مسئله را تا حد امکان با برآوردن خواسته های تروریست ها حل کنند.

در نهایت تروریسم مدرن،انجام اقدامات تروریستی نه تنها در دایره محدود مقامات دولتی به منظور بدست آوردن قدرت و امتیازات سیاسی بلکه در سرتاسر یک دموکراتیک و عمدتاً با بهره گرفتن از دو ابزار گروهی و تبلیغات است.

۳ تروریسم پسا مدرن

تروریسم پسامدرن در واقع تعمیق و پیچیده شدن رویدادهای تروریستی در جوامع است . به این معنا که همچنان شکل پسامدرن و مدرن حرکت های تروریستی در جوامع ادامه پیدا کرده اند و ادامه خواهند یافت . در عین حال لایه دیگری از لایه های مختلف اجتماعی درگیر این پدیده شده است . در جهان امروز به دلیل توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات ، مرزهای ملی کشورها در نوردیده شده اند . سازمان ها و نهادهای فراملی و فروملی قدرت بیشتری یافته اند و به همان میزان حوزه اقتدار دولت های ملی کاهش یافته است . در نتیجه فضا برای ظهور سازمان ها و گروه های خصوصی باز شده است . جهانی شدن نیز فرصت ها را بر تروریست ها برای رسیدن به اهداف خود فراهم کرده است . آنها بطور سری و به دور از چشم مردم و دولت های می توانند تاسیس و ادامه حیات دهند و حتی تروریست ها از طرقی غیر از راه کشتن آدمها به اهداف خود می رسند. مثلاً تروریست ها می توانند از طریق به عهده گرفتن مسئولیت سقوط یک هواپیما که در واقع به دلیل نقص فنی سقوط کرده است( و تبلیغ آن از طریق رسانه ها، و تهدید طرف های مقابل به ایجاد حوادث مشابه، خواسته های خود را از طرف های مقابل خود بگیرند. بدین ترتیب قرن بیست و یکم شاهد خصوصی شدن سازمان های سری همه کاره و در آن تروریست های حرفه ای مورد اعتماد است که ارتباط های رسانه ای، کارشناسان بورس، محافظان شخصی، تاجران سلاح ، وکلای حقوق بشر و مراکز نگهداری اسناد دارد و حتی دادن اطلاعات غلط غیر قانونی است)

در تروریسم پسامدرن، لزوماً جان انسان ها در خطر نیست ، هر چند ممکن است افرادی هم در آن راه قربانی شوند. اما مشکلات مشابعی هم بوجود خواهد امد. مثلاً تروریست ها به جنایتکاران معمولی تبدیل می شوند، بازارهای مالی را دستکاری می کنند و بعضاً به تجار سالم و درستکاری تبدیل می شوند.

۴- ترورسیم در عصر اتم و جنگ اجتماعی :جنگ جهانی سوم

شرایط عصر اتم، بکارگیری تروریسم را به عنوان وسیله ای کارآمد برای تاثیرگذاری بر اهداف سیاسی مخصوصاً در درگیری های بین قدرت های مجهز به تسهیلات هسته ای و متحدینشان ممکن ساخته است.هنل به نقل از گاشر Gaucher  می نویسد واقعیت این است که ، در زمانی که بسیج توده های عظیم مردم بدون ایجاب یک درگیری جهانی با خسارت جبران ناپذیر مشکل است تروریسم مستعد است تا به صورت جایگزینی برای جنگ کلاسیک در آید . حتی ، برخی از ناظران معتقدند تروریسم تحت قیمومیت دولت ، شکل جدیدی از جنگ جهانی است . مثلاً هایلک ترامپ Hylke Tromp ، دانشمند علوم سیاسی هلندی ، معتقد است تروریسم جایگزین یک جنگ جهانی سوم است که شکل کاملاً غیر منتظره ای از ، جنگ مزمن را به واسطه روش های تروریستی اتخاذ کرده است …. بنابراین ، بسیاری به وضوح تروریسم را به عنان وسیله ای کارامد برای حل و اختلاف تحت شرایط رایج عصر اتم تلقی می کنند .

۵- تروریسم مجازی سایبر تروریسم  Cyberterrorism

دنیای امروز ، دنیای رسانه ها و رایانه هاست . ملت ها و ساختار های حیاتی آنها هر روز بیش از بیش ، به شبکه های رایانه ای وابسته می شوند و هیچ جامعه یا گروه نمی تواند بدون دسترسی به رایانه ها ، همپای جوامع دیگر پیشرفت کند . با همدیگر اطلاعات رد و بدل می کنند ، منفعت کسب می کنند ، تجارت می کنند و …… اما همان قدر که رایانه ها در رفاه و کاهش رنج مردم در زندگی شان ، مثبت و کارگر هستند ، همان قدر هم زمینه ای برای اقدامات تروریستی ویرانگر هستند که به آن تروریسم مجازی می گویند.

تروریسم مجازی عبارت است از : بهره گیری از اینترنت و شبکه های رایانه ای و امکاناتی که این شبکه ها پدید می آورند با هدف نابود ساختن ساختارهای زیر بنایی یک جامعه مانند انرژی ، حمل و نقل ، فعالیتهای دولتی و تاثیر گذاشتن بر یک دولت ، شهروندان ، گروه ها و ….

مقاله - متن کامل - پایان نامه

بدین ترتیب تروریست ها با بهره گرفتن از رایانه ها می توانند در بین مردم ترس و وحشت ایجاد کرده و با از کار انداختن امکانات فنی ، رایانه ها را که زندگی اقتصادی و اجتماعی و حتی فرهنگی و سیاسی مردم وابسته به آن است ، در مقیاس وسیعی بر آنها زیان رسانده و در سطح گسترده ای ، جنگ رسانه ای و کشت و کشتار راه بیاندازد . از این طریق و نیز از طریق تهدید به حمله بیشتر ، از طرف های مقابل خود امتیاز بگیرد . به هر حال امروز دنیای رایانه که در ارتباط با زندگی مردم است دنیایی است که هر لحظه مورد تهدید تروریست هاست و این نگرانی و احتمال وقوع این اتفاق ، روز به روز هرچه بیشتر مردم جوامع را دچار ترس و وحشت می کند . (فیرحی و ظهیری، ۱۳۸۷)

۲-۵-۱ معرفی انواع تروریسم مطرح در سطح بین المللی

مطرح ترین انواع تروریسم که در حال حاضر در مسائل روز دنیا و همچنین در مراکز آکادمیک درخصوص آن بحث و گفتگو می شود. تروریسم دولتی، تروریسم مذهبی، تروریسم بین المللی سه عنوان از تروریسم است که بیشترین بحث درباره آن صورت گرفته است در این انواع تروریسم که در بعضی از موارد با هم اختلاط پیدا می کند و بخشهای مختلفی را با هم تشکیل می دهند و در بعضی از موارد به صورت مجزا و منفک قرار می گیرند. ما در این بخش به صورت اختصار هر کدام از آن ها را شرح و بسط می دهیم تا بتوان به صورت کامل به آن اشراف پیدا کرد تا در زمان بحث های بعدی بتوان مسیر تحقیق را به صورت مشخص ادامه دهیم.

۲-۵-۲ تروریسم دولتی:

تروریسم دولتی خارجی به معنای بهره گیری دولت از روش ها و شیوه های تروریستی در خارج از مرزهای ملی به منظور تعقیب اهداف استراتژیک است. اینگونه تروریسم هنگامی رخ می دهد که دولت ها خارج از تشریفات دیپلماتیک، دست به خشونت می زنند یا تهدید به استفاده از آن می نمایند. (پور سعید، ۱۳۸۸)

«تروریسم دولتی» مستقیماً توسط عاملین دولتی انجام می شود. رژیم ناسیونالیست ها آلمان هیتلری و استالینیسم رویه چنین ماهیتی داشتند. این نوع تروریسم در عین حال که موفقیت آمیزترین شکل تروریسم است کشنده ترین روش نیز به شمار می رود. بدیهی است این تروریسم با «تروریسم حمایت شده دولتی» ( State-sponsored Terroism ) که انجام دهندگان واقعی اعمال تروریستی عاملین غیردولتی بوده ولی با حمایت دولت عمل می کنند، متفاوت است. (جلالی، ۱۳۸۴)

۲-۵-۳ تروریسم مذهبی:

درحالی که در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ «تروریسم مذهبی» کمتر مطرح بود و بیشتر «تروریسم لائیک» (مثل فعالیت ببرهای تامیل در سریلانکا)، «تروریسم ایدئولوژیک» و «تروریسم قوی و ملی» وجود عینی داشت، از دهه ۱۹۸۰ به بعد و خصوصاً در ده سال گذشته درصد زیادی از اعمال تروریستی غیردولتی به نحوی رنگ «تروریسم مذهبی» پیدا کرده است. به عنوان مثال از «تئوری جهاد» نام برد که سازمان القاعده آن را علیه آن چه این سازمان به نام اسلام «غرب فاسد» می نامد، به کار می گیرد. (جلالی، ۱۳۸۴)

و یا می توان از نظریه تشکیل دولت و یا خلافت اسلامی توسط داعش یاد کرد که به دنبال تشکیل کشوری در منطقه خاورمیانه است.

این نوع تروریسم دست کم چهار ویژگی دارند که از دیگر شکل های فعالیت تروریستی متمایز می شود.

نخست این که این تروریسم دامنه دسترسی جهانی دارد.

دوم این که برخلاف ساختارهای نسبتاً مشخص برخی از گروه های تروریستی، سازماندهی تروریسم سبکِ القاعده به شدت بی شکل و نامنظم است. کسی وجود ندارد که با او مذاکره کرد ـ ظاهراً هیچ کس نیست که بتواند به طور مؤثری اعلام آتش بس کند، هیچ کسی نیست که دارای این اختیار باشد که پیمان آتش بس یا صلح را منعقد کند. این تروریسم به نوعی از جنبش سیاسی/مذهبی با حیات مختص به خود به نظر می رسد نه یک نهاد اجتماعی سازماندهی شده.

سوم اینکه این تروریسم بدون ملیت است. دشمن با هیچ کشورـ ملتی و در واقع با هیچ محل جغرافیایی خاص ارتباط ندارد. یک گروه تروریستی ممکن است دارای مخفیگاه ها و اردوهای تمرین در کشوری معین باشد، ولی خود گروه به آن قلمرو تعهدی ندارد دو پیام مهم به دنبال آن می آیند. نخست، نمی توان به واسطه ی تهدید حملات تلافی جویانه مانع تروریسم بین المللی شد ـ همچنان که دکترین بازدارندگی هسته ای انهدام قطعی و دوطرفه (MAD) در خلال جنگ سرد از این موارد بود ـ دوم، یک سازمان تروریستی بین المللی به هیچ کشوری پاسخگو نیست، و اساساً هیچ کشور واحدی بر آن کنترل ندارد. در نتیجه، هیچ کشور شناخته شده ای نیست که اجرای توافقنامه ی آتش بس را به شهروندان تروریست اش تحمیل کند، حتی اگر بتوان به چنین توافقنامه ای دست پیدا کرد.

چهارمین و مهمترین ویژگی که تروریسم سبک القاعده را متمایز می کند، بسیار مرگبار بودنِ کشتار جمعی است.

۲-۵-۴ تروریسم نوین:

اصطلاح «تروریسم نوین» غالباً پس از رویداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ متداول شده و محور مطالعات تروریسم را تشکیل داده است، اما قدمت این اصطلاح به سالهای پایانی جنگ سرد باز می گردد. در سال ۱۹۸۶، یک مجله خبری کانادایی با عنوان «مک لینز» مقاله ای به چاپ رساند با عنوان «چهره تهدیدآمیز تروریسم نوین». نویسنده مقاله استدلال کرده بود که «تروریسم نوین» به منزله جنگ علیه چیزی است که خاورمیانه آن را «انحطاط و سقوط اخلاقی غرب» می خواند. (پور سعید، ۱۳۸۸)

در مفهوم تروریسم جدید اولاً هویت، پایه است نه منفعت محور؛ ثانیاً صبغه ای جهانی دارد و نه ملی؛ انگیزه های تروریسم جدید مثل القاعده بیش از اهداف سیاسی دارای تعصب مذهبی است. اندیشه تروریسم جدید ـ تروریسم مذهبی ـ هم کشنده است و هم ویرانگرتر از تروریسم قدیمی. اندیشه خشونت آمیزتر، مخرب تر و کشنده تر است. اجماع کلی این است که تروریسم جدید به بهترین وجه تعریف شده و نتیجه «پیدایش مذهب به عنوان انگیزه مسلط برای حملات تروریستی» است. (آقایی خواجه پاشا، ۱۳۹۲)

 


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *